|
مسافر تنها
|
||
|
کاش می دونستی چقدر دوست دارم |
||
|
درباره وبلاگ
سلام
فهرست اصلی نوشته های پیشین
طراح قالب
|
غریبه ها که مرحمی نثار ما نمی کنند....
غریبه ها که مرحمی نثار ما نمی کنند دل رمیده ی مرا چرا رها نمی کنند ؟ حضور خسته ی مرا شراب درد می دهند چرا شکوفه های دل دگر دعا نمی کنند؟ غریبه ی نگاه من ببین که تنها شده ام تمام ان غریبه ها دگر صدا نمی کنند چقدر بین راه ما دیو غریو گونه بود مخالفان عشق ما چرا صفا نمی کنند ؟ همان کسان که از جدایی من و تو سر خوشند چرا به عهدهایشان دگر وفا نمی کنند ؟ دو چشم تو تمام شب به یاد بی نوای من به چشمهای خود بگو مرا رها نمی کنند ؟ به شب قسم به اشک تو به دست های اسمان تمام این فاصله ها ما را جدا نمی کنند ... . . . . . . راحله مسافر تنها
به قلم : نیلوفر و من در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 ساعت 14:21 موضوع: | + برای اونی که .....
نيستش
به قلم : نیلوفر و من در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 4:1 موضوع: | + ................اون بهم میگفت................
من به غیر از تو نخواهم ،چه بدانی، چه ندانی
نفس می کشیم به حکم تقدیر .
می مانیم به فرمان سرنوشت. می جوییم به تدبیر اندیشه و می خواهیم به خواهش دل. زندگی می کنیم به امید رسیدن به ارزو ها . مبارزه میکنیم برای رسیدن به پیروزی و چه شیرین است موفقیت ان زمانی که بی مهری های زمانه بارها ما را چون شیشه های شکننده خورد می کند ولی ما چون صخره های پایدار همچنان ایستاده ایم . زندگی را دوست دارم و دل بسته به آنانی هستم که در دلم جای دارند ![]() اگر كلمه دوستت دارم راضی كننده و تسكین دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پایان همه جدایی هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كلید زندان من و توست پس با تمام وجود فریاد میزنم دوستت دارم
به قلم : نیلوفر و من در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت 21:17 موضوع: | + love
walk with me in love به من از آن بگو Cry with me Share with me Fight with me Create with me Have fun with me در شادی هرچه میكنم شریك باش Work with me towards common goals Dance with me
به قلم : نیلوفر و من در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت 21:10 موضوع: | +
بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه که بودم در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد يادم آمد که شبي با هم از آن کوچه گذشتيم پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت ... اشکي از شاخه فرو ريخت مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت اشک در چشم تو لرزید. زیباتر از عشق چیزی ندیدم و بالاتر از عشق چیزی نخواستم به خاطر عشق است که دنیا را زیبا میبینم و به خاطر عشق است که خدا را حس میکنم و او را میپرستم دنیایی که همراه با عشق به خدا باشه زیباترین رنگ عالم را دارد. ![]() ![]()
به قلم : نیلوفر و من در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت 20:57 موضوع: | + پرتگاه هدايت
هرگاه احساس كردي كه گناه كسي آنقدر بزرگ است كه نمي تواني او را ببخشي بدان كه اشكال در كوچكي قلب توست نه در بزرگي گناه او
اگر خدا تو را تا لب پرتگاهی بلند برد به او اعتماد کن چون یا تو را از پشت نگاه می دارد یا به تو پرواز را می اموزد
به قلم : نیلوفر و من در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت 16:43 موضوع: | + |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
||